سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

55

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

بيچاره دو پاى « 1 » ديگر قرض [ كرده ] و فرار را فرض شمرده به سلامت منزل آمده . عرض بنده اين بود كه بى خود مال خود را به اين خدعهء شارلاتان ندهم . تسبيح يسر بود . قيمتى هم نداشت . حتى به آخوند هم گفتم يك قرآن بگير و مرا به امام رضاى غريب ببخش . قبول نكرد و جدا تسبيح را مىخواست . در شب 25 شيخ بها نامى را در كوچه زخم زده‌اند و ضارب را از حكومت مىخواهند . پنجشنبه 27 « 2 » انجمنها در مجلس جمع شده و ضارب را مطالبه مىكردند . وزرا خبر شده آمدند به مجلس كه ببينند چه واقعه رخ داده است . ظفر السلطنه كه وزير جنگ و حاكم طهران است ، وزير داخله آصف الدوله و وزير امور خارجه مشير الدوله و غيره . اينها [ را ] تا چهار از شب در مجلس نگاه داشته و ضارب را مطالبه مىكردند . آقا سيد عبد الله مجتهد ريش گرو گذاشته كه بگذاريد اينها تشريف ببرند تا روز جمعه ضارب را خواهند پيدا كرد ، و الواط و اشرار را هم جلوگيرى و مفسدين را دستگير و مجازات خواهند فرمود . ساعت چهار وزراء تشريف مىبرند . روز پنجشنبه 25 ذيقعده باز انجمنها در مدرسهء [ 65 ] سپهسالار جمع مىشوند و تهيهء برنج و ديگ مىكنند . رئيس مجلس امروز از آمدن به مجلس طفره رفته است و نيامده و وكلا هم زود رفتند . علت نيامدن احتشام السلطنه رئيس مجلس : تمارض فرموده بودند كه چرا بايد از وزير جنگ در مجلس مردم جلوگيرى بكنند و هتك احترام بكنند . روز پنجشنبه 25 عصرى در درب مجلس يك نفر به پايش تير تفنگ مىخورد و مىگفتند ساچمه بوده است و خودش گفته بود كه من صداى تفنگ نشنيدم ! عجالتا كه وضع مغشوش و روزگار منقلب است . تا خدا چه بخواهد . بايد گفت كه اللهم اصلح بين المسلمين به حق محمد و آله الطاهرين . اميدواريم كه از

--> ( 1 ) . اصل : پاه . ( 2 ) . كذا ، ولى 25 درست است .